در كليه ابعاد زندگى بشرى داشتن انگيزه و اشتياق انجام كار يكى از مهم‌ترين عوامل پيشرفت افراد در جوامع است. در واقع كارى صورت نمی‌گیرد مگر آنكه انگیزه‌اى در پشت آن پنهان باشد.

حال اين انگيزه هر چند كوچك و از ديد ديگران بی‌اهميت باشد اما به هر حال وجود دارد.

در شرايط سخت اقتصادى امروز انگيزه‌هاى مادى بسيار پراهميت جلوه می‌كنند اما هنوز هم انگيزه‌هاى غيرمادى جايگاه بالاترى در تشويق افراد به انجام كارها دارند. انگيزه همان چيزى است كه ما را به سمت اهداف‌مان سوق می‌دهد. تحقيقات روانشناسى نشان می‌دهد كه انگيزه، نقشى بسيار مهم و اساسى در پيشرفت تحصيلى دانش‌آموزان دارد و اين مسئله بر همگان كاملا آشكار است.

 

تعریف انگیزه:

به اعتقاد بسيارى از روانشناسان، انگيزه عامل درونى است كه رفتار فرد را تحريك مى‌كند و در جهت معينى سوق می‌دهد و آن را هماهنگ می‌كند.

انگيزه، چه آن را محرك و چه يك نياز تعريف كنيم، يك روند درونى است. در واقع شرايطیست كه در درون ماست و خواهان تغيير است، چه در خود و چه در محيط. وقتى انگيزه داريم حركت و اقدام می‌كنيم. در واقع فرآيندى كه رفتارهاى هدف‌مدار را آغاز، هدايت و حفظ می‌كند، همان نيروى محركه‌اى كه باعث می‌شود انسان عملى را انجام دهد. اين عمل می‌تواند شامل خوردن يك ليوان آب جهت رفع تشنگی، خواندن كتاب براى بالا بردن دانش يا انجام كارى براى رفع نياز مالى و … باشد.

با اين تعاريف بايد بگوييم انگيزه يكى از عوامل محرك رفتار انسان است، به رقابت دامن می‌زند و باعث ايجاد ارتباط اجتماعى می‌شود. عدم وجود آن می‌تواند منجر به بيمارى‌هاى مربوط به روان، مانند افسردگی شود. در يك جمله، ميل به ادامه تلاش براى رسيدن به معنا، هدف و زندگی ارزشمند است.

 

انواع انگیزه:

طبق نظر رایان و دسی افراد می‌توانند سه نوع جهت‌گیری انگیزشی داشته باشند:

  • انگيزه بيرونی:

در انگیزه بيرونی يك عامل خارجى فرد را به انجام كارى خاص بر می‌انگیزد. براى مثال كودكى اتاقش را تميز مى‌كند تا والدينش او را به سينما ببرند و يا دانش‌آموزى تكاليفش را به خوبى انجام می‌دهد تا اجازه داشته باشد در بازى فوتبال شركت كند و يا برچسب رنگی و نمره‌هاى خوب دريافت كند. اگر چه در اين موارد با انجام خوب كار مواجه هستيم اما هيچ‌ يك از اين دو كودك، تكليف را به خاطر خود آن كار انجام نداده‌اند بلكه تلاش براى دستيابى به چيزى دیگر است. از آنجا كه اين انگیزه در بهبود كيفيت آموزش موثر می‌باشد در ادامه به طرح تلاش آفرين كه همسو و همگام با اين نوع انگيزه می‌باشد پرداخته خواهد شد كه لازم است ضمن مطالعه دقيق نسبت به اجراى آن اقدامات لازم صورت گیرد.

  • انگیزه درونى:

انگیزه درونى زمانى ايجاد می‌شود كه فرد به طور ذاتى به انجام يك كار علاقه دارد. اين نوع انگیزه از درون فرد نشات می‌گیرد و او را به انجام وظايف و كارهايى كه به آن علاقه دارد ترغيب می‌كند.

وقتى انگیزه درونى وجود دارد، فرد احساس خودانگیختگی و شعف به انجام كار دارد. او به دنبال خود به خود انجام دادن وظايف است و نه به دلايلى خارجى مانند پاداش‌ها يا تشويق‌ها.

انگیزه درونى افراد را به سمت تعالى و بهبود عملكرد شخصى هدايت می‌كند.

 

فردى كه از انگیزه درونى براى انجام كارهايش استفاده می‌كند، عمدتا به دنبال رشد فردى و توسعه مهارت‌هاى خود است. او به دنبال ارضا كردن علاقه‌ها و اهداف شخصى خود می‌باشد و اين انگیزه او را به سمت انجام كارها با انگیزه و انرژى بيشترى سوق می‌دهد.

به عبارت ديگر، انگیزه درونى موتور اصلى تلاش و پيشرفت فردى است. وقتى انسان داراى انگیزه درونى قوى است، او می‌تواند به بهترين نسخه خود تبديل شود و به سمت اهداف خود حركت كند. اين نوع انگیزه بسيار ارزشمند است و می‌تواند در طول مسير زندگى به عنوان يك راهنما و راهبرد موثر عمل كند.

 

  • بی‌انگیزگی:

افراد بی‌انگیزه هیچ‌گونه انگیزه‌ای نه به صورت مشوق‌های بیرونی و نه به صورت درونی برای ادامه دادن فعالیت‌های خود ندارند. همچنین، افراد بدون انگیزه نيز مانند افراد با انگیزش بيرونى، نمی‌توانند به صورت درونى رفتار خود را كنترل كنند و در واقع خودتعیین‌گر نيستند. دانش‌آموزان بی‌انگیزه نه تنها رغبتى به درس خواندن و یادگیرى نشان نمی‌دهند، بلكه با بی‌تفاوتى و بی‌توجهى خود چه بسا براى كاركردن دانش‌آموزان دیگر در كلاس نيز مزاحمت ايجاد می‌كنند.

 

 

مزاياي انگیزه درونى نسبت به انگیزه بيرونى:

انگیزه‌هاى درونى هميشه قدرتمندتر از انگیزه‌هاى بيرونى هستند. بزرگترين مشكل انگیزه‌هاى بيرونی، ناپايدارى آن‌ها است. بنابراین تلاش كردن به اميد انگیزه‌هاى بيرونى پايدار نيست، زيرا زمانى كه حس تنبيه يا پاداش نباشد شوق انجام دادن آن كارها از بين مى‌رود، اما زمانى كه براى انجام كارى انگیزه‌هاى درونى داريد هنگام انجام دادن آن كارها احساس لذت و رضايت بيشترى داريد.

انگیزه‌هاى درونى علاوه بر احساس رضايت و لذت، مزاياى دیگرى نيز دارند كه عبارتند از:

·         عملكرد شغلى بهتر

طبق تحقيقات انگیزه‌هاى درونى به دليل پايدارى بيشتر آنها نسبت به انگیزه‌هاى بيرونى، ابزار بهترى براى بهبود عملكرد افراد هستند. زمانى كه ما براى انجام كارى انگیزه درونى داريم، با شور و شوق بيشترى به انجام آن می‌پردازيم و هیچ‌گاه از انجام آن خسته نمی‌شويم. اگر دانش‌آموزان و دانشجويان انگیزه‌هاى درونى داشته باشند از یادگیرى لذت بيشترى می‌برند و براى رسيدن به موفقيت تلاش خود را بيشتر می‌کنند.

·         علم آموزى

انگیزه‌هاى درونى تاثير زيادى بر كسب علم و دانش دارند. طبق تحقيقات زياد شدن بيش از اندازه انگیزه‌هاى بيرونى، مانند تعريف و تحسين زياد از دانش‌آموزان باعث می‌شود عملكرد درسى آنها ضعيف‌تر شود؛ همچنین در طولانى مدت نيز باعث ايجاد خطا در فرآيند آموزشى می‌شود. اگر دانش‌آموزان و دانشجويان انگیزه‌هاى درونى داشته باشند از یادگیرى لذت بيشترى می‌برند و براى رسيدن به موفقيت تلاش خود را بيشتر می‌كنند.

·         داشتن اهداف متعالى

يكى دیگر از مزاياى انگیزه‌هاى درونى، ايجاد اهداف متعالى و خير‌خواهانه در افراد است. افراد براى انجام فعاليت‌هايى مانند مشاركت در كارهاى خير و عام المنفعه به انگیزه‌هاى درونى نياز دارند. تحقيقات نشان می‌دهند، زمانى كه افراد براى انجام كارهاى خير تلاش می‌کنند، بهره‌ورى بيشترى دارند.

 

اركان اصلى انگیزه:

براى محقق ساختن هدفى كه در ذهن داريم، در واقع اين ٣ ركن اصلى انگیزه است كه باعث ماندن در مسير و دستيابى به اهداف می‌شود.

·         جهت

انگیزه بدون جهت و هدف، هيچ معنايى ندارد. انگیزه باعث می‌شود تا هدف توليد شود و رفتارهاى فرد داراى جهت و هدف مشخص باشد. همچنین اهداف به تحقق برسد، اهدافى كه بر اساس نيازها و خواسته‌هاى فرد شكل گرفته است.

زيرا انگیزه به شما كمك می‌کند تمام مشكلات و سختی‌هاى مسير را تحمل كنيد و براى محقق ساختن اهداف‌تان نهايت تلاش و انرژی خود رابه كار بگیرید.

·         پافشارى

براى رسيدن به اهداف‌تان بايد پافشارى زيادى داشته باشيد. زيرا موانع و مشكلات زيادى بر سر راه رسيدن به اهداف وجود دارد كه بدون تلاش و پشتكار، گذر از آنها ممكن نخواهد بود.

·         شدت

اين كه با چه كيفيتى (ميزان انرژى و شدت عمل) كارى را انجام می‌دهيد مهم است. توانى كه براى رسيدن به اهدافتان صرف می‌كنيد، بايد به اندازه كافى زياد باشد. فراموش نكنيد كه توان گذاشتن براى كارها نيازمند صرف زمان، هزينه و انرژى است. شما نمی‌توانيد هيچ كارى در راستاى اهدافتان انجام ندهيد و انتظار موفقيت داشته باشيد.

 

پس شما تا زمانى كه اين ٣ عامل و ركن را در كنار یکدیگر نداشته باشيد، نمی‌توانيد انگیزه خود را بالا نگه داريد و داشتن آن‌ها، شما را بمب انگیزه و انرژى می‌كند.

 

آيا انگیزه و انگیزش يكى هستند؟

انگیزه و انگیزش در اغلب كتاب‌هاى خارجى تعاريف تقريبا مشابهى دارند و هر دو از يك خانواده هستند. انگیزه يعنى چيزى كه ما را به حركت يا رفتارى وا می‌دارد و انگیزش يعنى چيزى كه به حركات ما جهت می‌دهد و به ما شوقى اعطا می‌كند كه بتوانيم برخيزيم و كارى انجام دهيم.

 

 انگیزه و یادگیری

انگیزش به عنوان يكى از مهم‌ترين عوامل موثر در يادگيرى و شرط اصلى آن محسوب مى‌شود. انگيزه، دانش‌آموز را به سمت يادگيرى هدايت می‌كند، علاقه و عشق او را بر می‌انگیزاند و به فعاليت‌ها و تلاش‌هاى او شكل و جهت می‌بخشد.

 

بی‌انگیزگی در دانش‌آموزان

در سال‌های اخیر، گزارش‌های متعددی از گسترش بی‌انگیزگی در دانش‌آموزان مطرح شده است. انگیزه معمولا در دانش‌آموزان پایدار نمی‌ماند و با افزایش سن در دبستان کاهش می‌یابد. در همین راستا یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که انگیزه دانش‌آموزان از سال ششم تا نهم حدود 18 درصد کاهش می‌یابد.

بی‌انگیزگى در دانش‌آموزان، يكى از مهم‌ترين چالش‌هاى نظام آموزشى به شمار می‌رود كه به طور مستقيم بر كيفيت يادگيرى، پيشرفت تحصيلى و رشد فردى آنان تاثير می‌گذارد. در سال‌هاى اخير، شاهد افزايش قابل توجهى در موارد بی‌انگیزگى در بين دانش‌آموزان در مقاطع مختلف تحصيلى به ویژه در مدارس ابتدايى و متوسطه بوده‌ايم. اين پديده نه تنها فرآيند آموزش و پرورش را با اختلال مواجه كرده، بلكه موجب نارضايتى والدين، افت تحصيلى و حتى ترك تحصيل زودهنگام در برخى موارد شده است.

دانش‌آموزی كه انگیزه يادگيرى ندارد، كمتر در فعاليت‌هاى آموزشى شركت می‌كند. در نتيجه كمتر ياد می‌گيرد، خيلى زود خسته می‌شود و در كلاس درس هم باعث ايجاد دردسر می‌شود. همچنين، افراد بدون انگیزه نيز مانند افراد با انگیزش بيرونى، نمی‌توانند به صورت درونى رفتار خود را كنترل كنند و در واقع خودتعيين‌گر نيستند. دانش‌آموزان بی‌انگیزه نه تنها رغبتى به درس خواندن و يادگیرى نشان نمی‌دهند، بلكه با بی‌تفاوتى و بی‌توجهى خود، چه بسا براى كاركردن دانش‌آموزان ديگر در كلاس نيز مزاحمت ايجاد می‌كنند.

 

عوامل موثر بر بی‌انگیزگی در تحصیل

  • تاثیر دوران مدرن بر تمرکز

در عصرى كه ما در آن زندگى می‌کنيم، جايى كه اينترنت، تلفن همراه و كامپيوتر تاثير زيادى بر زندگى ما دارند، براى بسيارى از افراد به خصوص در سنين نوجوانى جذابيت فضاها و شبكه‌هاى مجازى، بازى‌هاى رايانه‌اى، بسيارى از فيلم‌ها و انيميشن‌ها بيشتر است، در نتيجه تمركز به جاى مطالعه روى اين موارد است. دانش‌آموز انگیزه‌اى براى مطالعه و پيشرفت ندارد، اما هميشه دوست دارد وقت خود رادر اين فضاها بگذراند.

  • عدم هدف‌گذارى

وقتى دانش‌آموزى هدف نداشته باشد، يا به هر دليلى نتواند هدفى تعيين كند، از نظر تحصيلى بی‌انگیزه می‌شود. هميشه اين هدف است كه انگيزه می‌دهد و سختى‌ها را برای فرد قابل تحمل می‌كند.

  • درماندگى آموخته‌ شده

درماندگی آموخته شده مفهومی در روانشناسی است که در آن افراد پس از تجربه شکست‌های مکرر پشت سرهم، انگیزه خود برای تلاش کردن را از دست می‌دهند، به طورى كه فكر می‌كنند هرچقدر هم تلاش كنند در نهايت موفق نمی‌شوند. دانش‌آموزان دچار درماندگی آموخته شده، بين موفقيت‌ها و اعمال خود رابطه زيادي نمی‌بينند و شكست تحصيلي خود را به عدم استعداد و فقدان توانايي نسبت مي‌دهند.

  • فشار و اضطراب زياد والدين

اكثر والدين موفقيت و خوشبختى فرزندان خود را در تحصيل و داشتن مدرك دانشگاهى می‌دانند. در نتيجه كودكان خود را تشويق به مطالعه به روش‌هاى اشتباه می‌كنند. مثلاً از جملاتى مثل «فقط بايد درس بخوانى»، «چرا از اتاقت بيرون آمدى؟ برو و مشغول شو»، «بچه فلانی را ببين؛ مدام درس می‌خواند و همه نمراتش ٢٠ است» و جملاتى از اين قبيل استفاده می‌شود. هدف والدين از اين جملات تشويق فرزندان به درس خواندن است، اما نمی‌دانند كه فشار روحى و روانى باعث بی‌انگیزگى تحصيلى می‌شود.

  • ارزش‌ها و فرهنگ‌هاى نادرست خانواده‌ها

سخت‌گيرى خانواده‌ها تاثيرات منفى زيادى بر دانش‌آموزان دارد. زمانی که بزرگترها انتظاراتی فراتر از ظرفیت واقعی دانش‌آموز در زمینه تحصیلی دارند، دانش‌آموز نه تنها به تحصيل علاقه‌مند نمی‌شود، بلكه انگیزه درس خواندن را نيز از دست می‌دهد. به عنوان مثال بسيارى از خانواده‌ها انتظار دارند فرزندانشان به آرزوهایی برسند كه خودشان به آنها نرسيده‌اند و يا تحت تاثیر باورهای نادرست رایج در جامعه، فرزندان را به سمت رشته‌هایی مانند پزشکی و مهندسی سوق می‌دهند. از منظر روانشناسى، همه اينها باعث ايجاد اضطراب و افسردگى در دانش‌آموزان مى‌شود و طبيعتاً انگيزه مطالعه آن‌ها را از بين می‌برد.

  • سركوب و تحقير خانواده

تحقیر و سرزنش دانش‌آموز از سمت خانواده باعث می‌شود که فرد احساس بی‌ارزشی کند و اعتماد به نفسش کاهش می‌یابد، وقتی کودک بارها بشنود که « تو نمی‌تونی»، « ازت انتظار بیشتری داشتیم»، « همیشه شکست می‌خوری»، به تدریج این جملات را باور می‌کند. در نتیجه این باورها، دانش‌آموز دیگر انگیزه‌ای برای تلاش ندارد چون فکر می‌کند نتیجه‌ای نخواهد گرفت. نوع ديگر سركوب خانواده، مقايسه است. وقتى والدين فرزندان خود را با همسالان‌شان مقايسه می‌کنند، اين رفتار دانش آموزان را بی‌انگيزه می‌كند.

  • آينده شغلى تضمين نشده و سطح درآمد پایین

وقتی فرد احساس کند که صرف‌نظر از میزان تلاش و مهارت، جایگاه شغلی مناسبی در انتظارش نیست یا درآمد حاصل از آن پاسخ‌گوی نیازهای زندگی نخواهد بود، نوعی بی‌انگیزگی و بی‌اعتمادی نسبت به مسیر رشد شکل می‌گیرد. این وضعیت نه‌ تنها بر عملکرد تحصیلی تأثیر منفی می‌گذارد، بلکه می‌تواند به کاهش امید، افزایش اضطراب و حتی گرایش به انتخاب‌های سطحی و کوتاه‌مدت منجر شود.

  • سد كنكور و جو رقابتى رشته‌ها

جو رقابتی شدید و تمرکز افراطی بر کنکور به ‌عنوان تنها مسیر ورود به دانشگاه، بسیاری از دانش‌آموزان را درگیر اضطراب، فرسودگی و بی‌انگیزگی می‌کند. وقتی موفقیت تحصیلی صرفاً با قبولی در رشته‌های خاص و پرطرفدار سنجیده می‌شود، استعدادهای متنوع و علایق فردی نادیده گرفته می‌شوند و دانش‌آموزان احساس می‌کنند ارزش و آینده‌شان به یک آزمون محدود شده است. این فشار روانی، نه‌تنها انگیزه یادگیری را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند منجر به دل‌زدگی از تحصیل، کاهش خلاقیت و بی‌اعتمادی نسبت به نظام آموزشی شود.

  • بى‌ارزشی مدارك دانشگاهى

در سال‌های اخیر، کاهش اعتبار و کارآمدی مدارک دانشگاهی در بازار کار، به یکی از عوامل مهم بی‌انگیزگی در میان دانش‌آموزان و دانشجویان تبدیل شده است. وقتی افراد می‌بینند که فارغ‌التحصیلان با مدارک معتبر نیز با بیکاری، اشتغال در مشاغل غیرمرتبط یا درآمدهای پایین مواجه‌اند، انگیزه برای ادامه تحصیل و تلاش علمی به‌شدت کاهش می‌یابد. این احساس بی‌فایده بودن تحصیلات رسمی، نه ‌تنها امید به آینده را تضعیف می‌کند، بلکه موجب سردرگمی در انتخاب مسیر زندگی و بی‌اعتمادی نسبت به نظام آموزشی می‌شود.

  • ایراد در سیستم آموزشی

یکی از ایرادهای اساسی سیستم آموزشی ایران که منجر به بی‌انگیزگی دانش‌آموزان می‌شود، تمرکز بیش از حد بر حفظیات، نمره‌محوری و رقابت‌های بی‌ثمر است. در این ساختار، خلاقیت، تفکر انتقادی و علایق فردی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد و دانش‌آموزان به جای تجربه‌ی یادگیری معنادار، صرفاً برای عبور از آزمون‌ها و کسب نمره تلاش می‌کنند. نبود ارتباط ملموس میان محتوای درسی و نیازهای واقعی زندگی، و همچنین بی‌توجهی به تفاوت‌های فردی، باعث می‌شود بسیاری از دانش‌آموزان احساس بی‌هدفی و بی‌ارزشی نسبت به تحصیل داشته باشند. این روند، نه‌ تنها انگیزه را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند به دل‌زدگی از آموزش و افت کیفیت یادگیری منجر شود.

  • مشخص نبودن اهداف دروس مدرسه

یکی از عوامل مهم بی‌انگیزگی در میان دانش‌آموزان، نامشخص بودن اهداف دروس مدرسه و نبود ارتباط ملموس میان محتوای آموزشی و زندگی واقعی است. وقتی دانش‌آموز نمی‌داند چرا باید یک مبحث را یاد بگیرد، این احساس در او شکل می‌گیرد که درس‌ها صرفاً برای امتحان دادن هستند، نه برای رشد فردی یا کاربرد در آینده. در نتیجه، یادگیری به فعالیتی بی‌معنا و تحمیلی تبدیل می‌شود و اشتیاق طبیعی کودک برای کشف و فهمیدن، به تدریج خاموش می‌گردد.

 

راهکارها

پس از بررسی نشانه‌ها و دلایل بی‌انگیزگی تحصیلی در دانش‌آموزان، اکنون می‌توان به راهکارهایی برای مقابله با این مشکل پرداخت. اگر در اطراف خود دانش‌آموزانی را می‌بینید که دچار افت انگیزه شده‌اند، این بخش برای شما کاربردی خواهد بود.

 

نخست باید منشأ بی‌تفاوتی را شناسایی کرد؛ چرا که بدون شناخت ریشه‌ها، حل مسئله ممکن نیست. با مراجعه به بخش علل بی‌انگیزگی، می‌توان سرنخ‌هایی یافت و در صورت تشخیص علت، باید برای اصلاح آن اقدام کرد. البته باید توجه داشت که رفع این مشکل همیشه آسان نیست و در مواردی، به‌ویژه زمانی که دلایل فردی و عمیق باشند، نیاز به مشاوره تخصصی وجود دارد.

– ارائه اطلاعات روشن درباره دروس و اهداف آن‌ها می‌تواند دانش‌آموزان را به یادگیری ترغیب کند.

–  بهره‌گیری از روش‌های نوین آموزشی، فیلم‌های مفید، آزمایش‌های علمی و حضور معلمان خلاق و توانمند نقش مهمی در ایجاد انگیزه دارند.

– در کنار این‌ها، باید به عوامل درونی و بیرونی انگیزه توجه هم‌زمان داشت. انگیزه درونی از علاقه و خواست خود دانش‌آموز نشأت می‌گیرد و تا حد زیادی تحت کنترل اوست؛ مانند دانش‌آموزی که عاشق ادبیات است و خودجوش به دنبال یادگیری در این زمینه می‌رود. با فراهم کردن شرایط مناسب، کشف استعدادها و احترام به نیازهای فردی، می‌توان انگیزه درونی را تقویت کرد.

– انگیزه بیرونی نیز از محیط اطراف نشأت می‌گیرد؛ مانند خانواده، مدرسه، دوستان و پاداش‌هایی که به دانش‌آموز داده می‌شود. حتی تشویق‌های کوچک می‌توانند حس ارزشمندی را در او تقویت کنند. ترکیب این دو نوع انگیزه، مسیر رشد و پیشرفت را هموارتر می‌سازد.

– در بسیاری از موارد، دانش‌آموزان احساس ناامیدی و اضطراب خود را پشت جملات تکراری و غیرمنطقی پنهان می‌کنند؛ مثل اینکه بگویند: «این درس به چه دردم می‌خورد؟» یا «من هیچ‌وقت از این مطالب استفاده نمی‌کنم!» این مقاله به والدین و معلمان یادآوری می‌کند که توجه به وضعیت روانی کودکان بسیار مهم است. این توجه می‌تواند حس امنیت و ارزشمندی را در آن‌ها تقویت کند، حتی اگر عملکرد تحصیلی‌شان مطلوب نباشد.

– شناسایی ریشه‌های بی‌انگیزگی، گام مهمی در مسیر درمان است. آگاهی از شرایط و موقعیت فردی، به دانش‌آموز کمک می‌کند تا واقع‌بینانه‌تر به عملکرد خود نگاه کند و از چرخه ناامیدی فاصله بگیرد. اگر این روند برای دانش‌آموز دشوار باشد، می‌توان از مشاوران متخصص کمک گرفت. یکی از روش‌های مؤثر در این زمینه، درمان شناختی-رفتاری (CBT) است که با تغییر نگرش و رفتار، به فرد کمک می‌کند بر مشکلات خود غلبه کند.

 

“روان من” با متخصصان کودک و نوجوان و  متخصصان مشاوره تحصیلی در کنار شماست تا بهتون کمک کنه بهترین تجربه روانشناسی رو داشته باشید و برای آینده فرزندانتان سرمایه گذاری کنید.

 

به قلم الهام اشرفی

 

 

دسته‌بندی‌ها: سلامت روان