اختـلال اسـترس پـس از سـانحه اختلالـى اسـت کـه اغلـب پـس از مشـاهده یـا تجربـه یـک رویـداد آسـیب‌زا باعـث احسـاس تـرس، بـى نظمــى، درماندگــى، یــا وحشــت در فــرد می‌شــود(ویلیام و همکاران، 2018).

این اختلال در نتیجه قرارگرفتن مکرر در معرض جزئیات وحشتناک یک حادثه(تروما) رخ می‌دهد. بیمار نسبت به این تجربه‌ها احساس ترس و درماندگی می‌کند، اغلب رفتارهای آشفته و حاکی از بی‌قراری بروز می‌دهد و مدام تلاش می‌کند از یادآوری رویداد و سانحه اجتناب کند. حوادثی همچون سوءاستفاده جنسی، تصادف، جنگ، سوانح طبیعی مانند زلزله، سیل و… به‌طور کلی افرادی که چنین رویدادهایی را تجربه می‌کنند خصوصا کودکان را تحت تاثیر قرار می‌دهد(اشنور و همکاران،2022).

 

علائم اختلال استرس پس از سانحه چه مواردی هستند؟

از جملــه نشــانه‌هاى اختــلال اســترس پــس از ســانحه می‌تــوان بـه دشـوارى تمرکـز، واکنـش شـدید، از جـا پریـدن، واقعیـت زدایـى، کاهــش آگاهــى از محیــط، ناتوانــى در بــه یــاد آوردن جنبه‌های مختلف آسیب، بروز واکنش‌های جسمی و موارد دیگـر اشـاره کـرد کـه همگـى آنهـا باعـث کاهـش سـلامت عمومــى می‌شود(محقق مطلق و همکاران،2014).

افـراد مبتـلا بـه اختـلال اسـترس پـس از سـانحه، واقعـه آسـیب‌زا را در رویا و نیز افکار روزانه خود مجددا تجربه می‌کنند و از هر چیزی که واقعه را به خاطرشان بیاورد قاطعانه دوری می‌کنند(عبدالپور و همکاران،2016).

ایــن اختــلال بــا تعــدادى از برون‌دادهــاى منفــى مثــل کاهــش کیفیــت زندگــی(سانچلر و همکاران2011)، افزایــش خطرپذیــرى بــراى خودکشــى(لمر و همکاران، 2011)، هماننـدى بسـیار بـالا بـا احتمال‌هـاى روانپزشـکى نیز همـراه اسـت(پیترزاک و همکاران، 2011).

 

به صورت کلی علائم اختلال استرس پس از سانحه عبارتند از:

افکار مزاحم، اجتناب، تغییر در خلق و خو و واکنش‌پذیری، گوش به زنگی مفرط، ناآرامی و بی‌قراری، رفتارهای پرخاشگرانه، احساس بیزاری از دیگران، گوشه‌گیری و مشکلات در روابط بین فردی، احساس گناه و شرم‌زدگی، بی‌احساسی و فقر هیجانی(که از طریق جمع کردن خود و انقباض عضلات صورت می‌گیرد)، واپسروی‌های رشدی (بازگشت به رفتارهای اولیه کودکان، شب‌ادراری، مکیدن شست و…)، برانگیختگی بیش از حد، اختلال در خواب(رویاهای هولناک و کابوس‌ها بدون محتوای مشخص، دندان قروچه)، اجتناب از افکار و احساسات و حتی اماکنی که وقایع ناخوشایند را یادآوری می‌کند، تکرار خاطره‌های آسیب‌زا از قبیل مزاحمت، تجاوز و… در ذهن.

 

البته همه این علائم باید سه شرط مهم دیگر را نیز به همراه داشته باشند:

فرد باید در معرض یک رویداد پرتنش قرار گرفته باشد.

فرد باید مرتب به یاد این رویداد بیفتد و فلش بک داشته باشد.

علائم باید بیش از یک ماه طول بکشد ( کلرمن و همکاران،2024).

 

علت‌ بروز اختلال استرس پس از سانحه چیست؟

  1. سوءاستفاده‌های جسمی، جنسی یا روانی به‌ویژه در کودکی، تأثیر عمیقی بر روان فرد دارند و ممکن است سال‌ها بعد بروز کنند.
  2. مرگ ناگهانی یا غیرمنتظره عزیزان به‌ویژه اگر با احساس گناه یا ناتوانی در جلوگیری از آن همراه باشد.
  3. تجربه بلایای طبیعی مثل زلزله، سیل و …
  4. تجربه مستقیم رویداد آسیب‌زا مانند تصادف شدید
  5. تجربه جنگ یا شکنجه
  6. شاهد یک رویداد آسیب‌زا بودن مانند مشاهده صحنه‌های دلخراش
  7. تجارب مکرر یا طولانی‌مدت تروما مانند کودک‌آزاری یا خشونت خانگی

عدم حمایت اجتماعی پس از حادثه، نبود خانواده، دوستان یا درمان مناسب می‌تواند شدت علائم را افزایش دهد( انگدال،2000).

 

برای درمان چه کار کنیم؟

یکی از درمان‌های مطرح در اختلال استرس پس از سانحه که از آن به عنوان خط اول درمان این اختلال یاد می‌شود، مواجهه‌درمانی است که اساس آن نظریه مارو است. در این روش درمانجو با محرک‌هایی که ترسناک شده و یا با رویداد آسیب‌زا تداعی شده‌اند، مواجهه داده می‌شوند. این روش به منظور کاهش دادن اضطراب بکار برده می‌شود (هاگنارس،2010).

فرایند درمان بیمار مبتلا به اختلالِ پس از سانحه تلفیقی از دو رویکرد روان‌شناسی شناختی و رفتارگرایی است.

مداخلات رفتاری شامل: آموزش نحوه مواجه مؤثر با ترس‌ها، اجتناب از اماکن یا افرادی که وقایع را یادآوری می‌کنند؛ همچنین استفاده از تکنیک‌های آرام‌بخش و پذیرش احساسات بیمار است که در کاهش نشانگان اضطراب پس از سانحه مؤثر است. در روش مداخله در بحران، سعی بر این است که عملکرد عادی بیمار را به وی بازگردانند. روان درمانگر در این روش تمرکزش را معطوف به حل مشکلات، آموزش مهارت‌های مربوط به کنار آمدن با شرایط و ایجاد شرایطی حمایتی برای بیمار می‌کند. عضویت در گروه‌های حمایتی نیز برای کسانی که دچار علائم اضطراب هستند، مفید است. بیماران با عضویت در این گروه‌ها حمایت عاطفی دریافت می‌کنند، با افراد دیگری که شرایط و علائم مشابهی را تجربه کرده‌اند آشنا می‌شوند و مهارت‌های مربوط به کنار آمدن با شرایط و مدیریت شرایط را می‌آموزند.

اگر علائم اختلال بیش از یک ماه تداوم یابد و منجر به اختلال در عملکرد کلی بیمار (شغلی، تحصیلی، رفتاری و…) شود باید نسبت به درمان آن اقدام نمود.

برای درمان دارویی از داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین استفاده می‌شود(غفارزادگان و همکاران،2016).

برای روان‌درمانی نیز مجموعه “روان من” در کنار شما هست تا بهترین تجریه روانشناسی را تجربه کنید.

 

به قلم الهام اشرفی

دسته‌بندی‌ها: سلامت روان